close
چت روم

حمیدگودرزی وهمسرش ماندانادانشور


درباره سايت درباره سايت
Lovely
سلام به همه ی دوستان خوب ومهربانم بسیارممنون ازحضورتان دراین کلبه امیدوارم ازبودن دراین فضای پاک لذت ببرید.

موضوعات موضوعات

عكس هاي مايته پروني

عکس های روشیو

عکس های سیسیلیا

عکس های زیبااز جنیفرلوپز

هیلاری داف

سلنا گومز

کیتی پری

فیلم طلسم زیبای خفته

رقص تصویری مرد

عکس های دختران زیبا

زیباترین دختر2011ژاپن

لباس عروس خارجی

تصویری خوانندگان معروف

خوانندگان محبوب من

کنسرت جدیدشرلین

ویلیام لوی

عکس های بسیارزیبا ازسمر

عکس های نهال

الیزابت(انالیا)

عکس های گروه ریبلده

داناگارسیا(تاوان)

ماراگیتا(درجست وجوی پدر)

کوچکترین میمون دنیا!!!

عکس های مریلازارعی(خاله شادونه)

داستان سریال عشق ممنوع

عکس های جاستین بیبروسلناگومز

عکس های کنسرت جدیدسلناگومز

عکس های مارچی وخوانیتو

عکس های مایتا

عکس هایlady gaga

عکس هایhigh school

لباس عروس ایرانی وخارجی

آنجلیناجولی

النازشاکردوست

سامیه لک

بهاره رهنما

شبنم قلی خانی

سوالات هوش

عکس های طراحی ناخن

عکس هایTaylor Swift

عکس های حوا(شمیم عشق)

عکس های زیبا ازلامیا(ازبوسه تاعشق)

عکس های جمره(کوزی گونی)

عکس های کیوانچ تاتلیتوگ(کوزی گونی)

عکس هایی ازMerve Bolugur بازیگر نقش زینب(کوزی گونی)

تولگاهان سایشمان وسلن سویدر

عکس های پلین کارهان(مهری ماه سلطان)

مایلی سایرس

عکس های زیبا ازملک(ازبوسه تاعشق)

Avril Lavinge


آرشيو آرشيو

آبان 1395

مهر 1395

بهمن 1394

مرداد 1392

تير 1392

فروردين 1392

شهريور 1391

تير 1391

خرداد 1391

ارديبهشت 1391

فروردين 1391

بهمن 1390

دی 1390

آذر 1390

آبان 1390

مهر 1390


نويسندگان نويسندگان

mahtab (105)

mahbano (0)


جستجوگر پيشرفته سايت





حمیدگودرزی وهمسرش ماندانادانشور


خیلی ها دوست دارند بدانند که بازیگران سینما چگونه با همسر خود آشنا شدند و….از این رو با ما همراه باشید تا از آشنایی حمید گودرزی با همسرش ماندانا دانشور بیشتر بدانید.

بقیه درادامه مطلب...

از ابتدای آشنایی تان بگویید.
حمید گودرزی:سال ۸۲ در ساختمانی در میدان آرژانتین همسایه بودیم.آشنایی ما از آنجا شروع شد.من آن زمان دانشجوی رشته کارگردانی بودم.
ماندانا دانشور:و من ماندانا ۱۶ ساله,محصل بودم.
حمید گودرزی:این آشنایی ادامه پیدا کرد و با پیشنهاد ازدواج من,مخالفت های اولیه خانواده همسرم شروع شد چون آنها در آمریکا ساکن بودند.
و با شغل شما هم مشکل داشتند؟
حمید گودرزی:تا حدی بله و مساله دیگر این بود که سطح اقتصادی خانواده همسرم,از خانواده من بالاتر بود.
ماندانا دانشور:البته فکر می کنم بیشتر به این دلیل بود که آن زمان ۱۶ سال داشتم و نظر پدرم این بود که من هم باید همراه آنها به آمریکا بروم.
حمید گودرزی:تا آن زمان قصد ازدواج نداشتم اما با خودم گفتم اگر قصد ازدواج داری,تا آخر این مشکل جلو برو اما این مخالفت ها به سال نکشید و با پا فشاری کردن ما,با هم ازدواج کردیم.پدر ماندانا به من پیشنهاد داد که به آمریکا بروم اما من دوست نداشتم برای زندگی جایی غیر از ایران باشم چون شغل من داشت در ایران شکل می گرفت.
ماندانا دانشور:بله و آن موقع با پخش سریال مسافری از هند شهرت حمید شکل گرفت.
چطور توانستید در زندگی زناشویی با هم یکی باشید؟
ماندانا دانشور:البته در ابتدای راه که صددرصد با هم یکی نبودیم,اما کم کم مشکلات حل شد.چون اختلاف اساسی نداشتیم و بیشتر اختلاف سلیقه بود.در نهایت کمی من گذشت کردم و کمی حمید و فکر می کنم حالا خیلی شبیه هم شده ایم.
در ابتدای زندگی شرطی هم گذاشتید,مثلا اینکه با هم قهر نکنید؟
حمید گودرزی:ما هیچ زمان با هم قهر نکردیم,حتی یک ربع.وقتی با هم دعوا می کنیم هر دو به یک اندازه برای آشتی کردن پیشقدم می شویم,البته ماندانا بیشتر.
ماندانا دانشور:زمانی که حمید عصبانی می شود فقط پایش را تکان می دهد.خودش را به خواب می زند و بحث را ادامه نمی دهد اما من بحث را ادامه می دهم تا او را قانع کنم و شاید این دلیل است که با هم قهر نمی کنیم.
در خانه شما چه کسی صبحانه درست می کند؟
حمید گودرزی:من ساعت ۸ صبح بیدار می شوم و صبحانه درست می کنم.ماندانا ساعت ۱۰ بیدار می شود.او به ندرت غذا درست می کند اما آشپر قابلی است,در حالی که از هیچکس تعلیم آشپزی ندیده.با آب انار فسنجانی درست می کند که شاید خیلی ها این فن را ندانند.البته به آشپزخانه علاقه ندارد در مقابل به کارهایی مثل لوله کشی,سیم کشی و کارهای مربوط به ماشین علاقه دارد(باخنده).
اگر ببینید کسی در خیابان به حمید گودرزی ابراز احساسات کند چه واکنشی نشان می دهید؟
ماندانا دانشور:حالا دیگر خیلی روی این مساله حساسیت ندارم.
حمید گودرزی:در این مواقع با آرامش برخورد می کند مگر اینکه کسی ابراز علاقه بیش از حد نشان دهد,آن وقت ناراحت می شود.
ماندانا دانشور:رویم را برمی گردانم تا احساس راحتی کند(با خنده).
برادرتان آترین با شما زندگی می کند؟
ماندانا دانشور:بله,برادرم چهار سال پیش پس از ۱۵ سال به ایران برگشت و همراه ما زندگی می کند.
امروز احساس خوشبختی می کنید؟
حمید گودرزی:بله,تا امروز خدا را برای تمام نعمت هایی که به من داده شاکر هستم و رمز موفقیت همانا تشکر کردن از خداوند است که اگر برای کوچکترین دارایی ات او را شکر کنی,لحظه به لحظه به احساس خوشبختی نزدیک تر می شوی.خوشبختی من و همسرم در زندگی کامل است.



ارسال شده در : چهارشنبه 5 بهمن 1390 - توسط : mahtab
بازديد : 1979 بار نظر دهيد! [ ]

مرتبط باموضوع :



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

پيوند ها پيوند ها'

تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک

  • قیمت پایان نامه

    گیفت کارت اسپاتیفای

    سرور اختصاصی

    تور آنتالیا

    چاپ کاتالوگ چاپ بروشور

    خرید وی پی ان

    دانلود پایان نامه ارشد رشته حقوق

    پایان نامه مدیریت آموزشی

    خرید جم کلش رویال

    خرید جم کلش

    فروشگاه اینترنتی لباس

    طراحی سایت|بهینه سازی سایت|طراحی وب سایت

    دانلود آهنگ جدید شادمهر

    صرافی ایرانی

    دانلود مقاله فارسی

    دانلود مقاله فارسی

    دانلود مقاله فارسی

    طراحی سایت

    ثبت آگهی رایگان

    دانلود پروژه و پایان نامه

    دانلود فیلم

    درج آگهی رایگان

    تصفیه آب معصومی

    عکس نوشته عاشقانه

    خريد لباس مردانه و بچه گانه

    دانلود آهنگ جدید

    فراسیون

    چاپ کارت تبریک

    تشک طبی

    تراکتور کمباین نیوهلند

    خرید اینترنتی لباس مردانه

    تور لحظه آخری

    تور کیش

    دستگاه خشک کن فرش صباهواساز

    آب سالم

    گیاه قهوه

    استخوان هیپ

    کمی آهسته تر...











  • بک لينک بک لينک
    خرید گیفت کارت ارزان اسپاتیفای استیم
    خرید آنلاین گیفت کارت گوگل پلی با گیفتی دات کام
    خاک پوششی
    تور ارزان کیش لحظه آخری
    هتل های 5 ستاره کیش
    تور کیش از مشهد لحظه آخری
    تور کیش نوروز 95
    دیدنی های جزیره کیش
    بلیط کیش ارزان قیمت
    بلیط پرواز کیش
    خرید گیفت کارت آیتونز و گوگل پلی
    بزرگترین مرکز خرید و فروش گیفت کارت
    تور ارزان کیش نوروز 95